السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

391

تفسير الميزان ( فارسي )

و در تفسير الدر المنثور است كه احمد و ابن منيع و نسايى و ابن جرير و شاشى و ضياء همگى از طريق زبرقان روايت كرده‌اند كه جمعى از قريش نشسته بودند كه زيد بن ثابت از كنارشان رد شد ، دو جوان را نزدش فرستادند تا از وى معناى صلات وسطى را بپرسند . « 1 » زيد گفت : نماز ظهر است . دو جوان برگشتند و نزد اسامة بن زيد شده و از او پرسيدند ، او هم گفت : نماز ظهر است ، چون رسول خدا ( ص ) در هجير مشغول نماز بود و به جز يك صف و دو صف با او نبودند ، مردم مشغول گفتگو و معامله شان بودند ، و به همين جهت اين آيه نازل شد كه : * ( « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ » ) * ، به دنبال نزول آيه رسول خدا ( ص ) فرمود مردمى كه در هنگام نماز مشغول گفتگو و معامله بودند ، يا اينكه از اين عمل خود دست بر مىدارند و يا آنكه خانه هايشان را آتش مىزنم . مؤلف : اين شان نزول از زيد بن ثابت و غير از او به طرق ديگرى روايت شده است و خواننده بايد توجه داشته باشد كه اقوال مفسرين در تفسير صلات وسطى مختلف است و بيشتر اختلافشان ناشى از اختلافى است كه در روايات قوم است ، در نتيجه يكى گفته : نماز صبح است ، و آن را از على ( ع ) و از بعضى صحابه نقل كرده‌اند ، و بعضى گفته‌اند : نماز ظهر است و آن را از رسول خدا ( ص ) و از عده اى از صحابه نقل كرده‌اند جمعى گفته‌اند : نماز عصر است و آن را باز به رسول خدا ( ص ) و جمعى از صحابه نسبت داده‌اند ، و سيوطى در الدر المنثور نزديك به پنجاه و چند روايت بر طبق اين نسبت آورده ، بعضى ديگر گفته‌اند : نماز مغرب است ، بعضى گفته‌اند : صلات وسطى در بين همه نمازها نامعلوم است ، هم چنان كه شب قدر در بين شبها نامعلوم است ، و بر طبق گفته خود ، رواياتى از صحابه آورده‌اند ، بعضى هم گفته‌اند : نماز عشاء است ، و بعضى آن را نماز جمعه دانسته‌اند . و در مجمع البيان در تفسير جمله : * ( « وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ » ) * ، مىگويد : قنوت به معناى دعا كردن در نماز و به حال ايستاده است ، و همين معنا از امام باقر و امام صادق ع روايت شده است . « 2 » مؤلف : اين مطلب از بعضى صحابه نيز نقل شده است . و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت آورده كه در معناى جمله نامبرده فرمود : منظور اين است كه انسان نسبت به نمازش اهتمام بورزد ، و بر اوقات آن محافظت كند ،

--> ( 1 ) تفسير الدر المنثور ، ص 301 ( 2 ) مجمع البيان ، ج 1 ، ص 343